خرید بک لینک
حرفت را نگذار برای وقتی که دیگر نمیتوانم جوابت را بدهم... تاريخ : دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵ | 15:3 | نویسنده : حنانه روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم.صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید!این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی برای آدم های تنها نیست!یا باید یک نفر را داشته باشی که حرف ها

برچسب: حرفت,نگذار,برای,وقتی,دیگر,نمیتوانم,جوابت,بدهم, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

بعضي وقتا هيچ چيز بر وفق مراد نيست... فكر مي كني ديگه راهي نيست تا از اين اوضاع در بياي همه ميرن و تنهات ميزارن كاش فقط برن... بعضياشون دارن ميرن يه چيزايي ميگن كه تا اخر عمرت فراموش نمي كني... و اين ميشه اول عذابت... بعضي وقتا يادم ميره به هيچكس نبايد اعتماد كرد... بعضي وقتا يادم ميره وقتي حالم بده حرفامو به خداي خودم بگم نه به ادمايي كه ارزشي ندارن... روزاي خوبي نيست... اميدوارم اخر اين

برچسب: روزامو,دوست,ندارم, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

لبخند که می زنم پیدایم می کنیباران می بارد، تو از کنارم می گذریفریاد نمی کشم که بازگردیمی دانم امشب این آسمان تاب ماه را نداردلبخند می زنم،فراموش می کنم..×××××××××××××××××××××××به ساعت نگاه می کنم:حدود سه نصفه شب استچشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشمو طبق عادت کنار پنجره می رومسوسوی چند چراغ مهربانوسایه های کشدار شبگردانه خمیدهو خاکستری گسترده بر حاشیه هاو صدای هیجان انگیز چند سگو بان

برچسب: بدون,عنوان, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

لبخند که می زنم پیدایم می کنیباران می بارد، تو از کنارم می گذریفریاد نمی کشم که بازگردیمی دانم امشب این آسمان تاب ماه را نداردلبخند می زنم،فراموش می کنم..×××××××××××××××××××××××به ساعت نگاه می کنم:حدود سه نصفه شب استچشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشمو طبق عادت کنار پنجره می رومسوسوی چند چراغ مهربانوسایه های کشدار شبگردانه خمیدهو خاکستری گسترده بر حاشیه هاو صدای هیجان انگیز چند سگو بان

برچسب: کودتا, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

آری امشب شب یلدا است…..

شب فال…..

شب عشق…..

شب هندوانه…..

وشب آزادی وشب رهایی

چیزی به یادم نمی آید

جز اینکه

امشب شب تنهایی من است

یلدایت مبارک

برچسب: يلدا, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

لبخند که می زنم پیدایم می کنیباران می بارد، تو از کنارم می گذریفریاد نمی کشم که بازگردیمی دانم امشب این آسمان تاب ماه را نداردلبخند می زنم،فراموش می کنم..×××××××××××××××××××××××به ساعت نگاه می کنم:حدود سه نصفه شب استچشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشمو طبق عادت کنار پنجره می رومسوسوی چند چراغ مهربانوسایه های کشدار شبگردانه خمیدهو خاکستری گسترده بر حاشیه هاو صدای هیجان انگیز چند سگو بان

برچسب: برگشتمشايد, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

از اين عشق حذر كن...

تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن...

حذر از عشق؟ندانم!

سفر از پيش تو هرگز نتوانم...نتوانم...


برچسبها: فريدون مشيري

برچسب: هرگز,نتوانم, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

لبخند که می زنم پیدایم می کنیباران می بارد، تو از کنارم می گذریفریاد نمی کشم که بازگردیمی دانم امشب این آسمان تاب ماه را نداردلبخند می زنم،فراموش می کنم..×××××××××××××××××××××××به ساعت نگاه می کنم:حدود سه نصفه شب استچشم می بندم تا مبادا چشمانت را از یاد برده باشمو طبق عادت کنار پنجره می رومسوسوی چند چراغ مهربانوسایه های کشدار شبگردانه خمیدهو خاکستری گسترده بر حاشیه هاو صدای هیجان انگیز چند سگو بان

برچسب: سلام, نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

دوجین کار سرم ریخته...
اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند
و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...

بعد از تو
این دنیا
یک دنیا
کار دارد
تا دوباره دنیا شود...
برچسبها: ايلهان برك

برچسب: نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:48

صفحه بندی